آرادآراد، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

arad90

بای بای کردن پسر نازی

وای که چقدر شیطون شدی پسر طلا....دوست دارم کبابت کنم بخورمت موش مامان...جدیدا دست میزنی چه جور...بردمت پیش مامایی هنرمند شدی دست میزنی فکر کنم از ١٥ مهر این کارومیکنی دو سه روز بعدشم بای بایو یاد گرفتی...وقتی عمو محمد میاد میری بغلش بای بای میکنی ...عموی طفلکتم میبرتت بیرون دنبال پیشیا تو کوچه...میگم شیطون شدی میگی نه مامانی...آرادی همه تو رو خیلی دوست دارن از مامایی بابایی گرفته تا حسین کوچولو....عزیز جون آقاجون خاله ها عموها عمه خانم ....خلاصه همه عاشقتن...همشونم تو نگهداریت خیلی به منو باباجون کمک میکنن.مخصوصا عمه جون مامایی جون عزیزجون و عمو محمد ...دیشب رفتیم عروسیه حبیب آقا پسرعموی باباجون...کلی کیف کردی...هی دست میزدی  ...&n...
21 مهر 1391

دومین سفر پسر نازی

سلام عزیزم...پسر نازم دندون دومتم ٢٣شهریور در اومد مبارکه گل پسرم....٢٦ ام  شهریوربرای اولین بار بردیمت زیارت امام رضا(ع)....مبهوت اون همه نور و لامپ بودی...زیارتت قبول.اونجا کلی دعا کردیم خدا حفظت کنه برامون نازنینم..بعدشم رفتیم تهران ،شمال و کرمان خونه خاله مهرنوش..وقتی شمال بودیم با اینکه ١٠ ماهت بیشتر نبود وقتی اولین بار رودخونه جاده چالوسو دیدی کلی ذوق کردی.کنار رودخونه صبحونه خوردیم وقتی خواستیم بریم گریه میکردی که نری شیطون بلا...خیلی بهمون خوش گذشت.منو تو باباجون..خیلیم خوش سفری اصلا اذیتمون نکردی...همه جا همراهیمون میکردی...خلاصه خیلی پسر خوبی بودی..کلی لباسای خوشگلو اسباب بازی برات گرفتیم ...
21 مهر 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به arad90 می باشد